sex

Saturday, September 11, 2004

اختلال‌ دوقطبي‌ (اختلال‌ شيدايي‌ ـ افسردگي‌)
-دوقطبي بودن يعني چه؟! اختلال‌ دوقطبي‌ (اختلال‌ شيدايي‌ ـ افسردگي‌) عبارت‌ است‌ از اختلالي‌ كه‌ در آن‌ خلق‌ بيمار دچار نوسانات‌ شديدي‌ مي‌شود، و ارتباطي‌ بين‌ خلق‌ بيمار و آنچه‌ كه‌ واقعاًدر زندگي‌ بيمار رخ‌ مي‌دهد وجود ندارد. سير بيماري‌ بدين‌ نحو است‌ كه‌ به‌ طور يك‌ در ميان‌ ولي‌ نامنظم‌، يك‌ مدت‌ فرد دچار سرخوشي‌ و فعاليت‌ زياد بدون‌ توجيه‌ است‌ (شيدايي‌) و به‌ دنبال‌ آن‌ دچار افسردگي‌ شديد مي‌شود، و اين‌ سيكل‌ به‌ همين‌ منوال‌ ادامه‌ پيدا مي‌كند. در بين‌ شيدايي‌ و افسردگي‌، دوره‌اي‌ از رفتار طبيعي‌ (ممكن‌ است‌ كوتاه‌ باشد يا حتي‌ چند سال‌ طول‌ بكشد) وجود دارد. -علايم‌ شايع‌ اين عارضه كدام است؟
شيدايي‌ افزايش‌ انرژي‌؛ سرخوردگي‌ و نئشگي‌ در بيمار بيمار صبح‌ زودتر و زودتر از خواب‌ برمي‌ خيزد (در مواردي‌ بيمار ممكن‌ است‌ حتي‌ 4-3 روزنخوابد) حواس‌ بيمار خيلي‌ زود از يك‌ كار پرت‌ مي‌شود و بسيار بي‌قرار است‌ (امكان‌ دارد اين‌ مسأله‌ باعث‌ كاهش‌ بازده‌ كاري‌ شود). فرد پروژه‌هاي‌ جديد را با اشتياق‌ فراوان‌ آغاز مي‌كند، ولي‌ ندرتاً آنها را به‌ پايان‌ مي‌برد. امكان‌ دارد بيمار شروع‌ به‌ ولخرجي‌ كند. امكان‌ دارد بيمار شريك‌هاي‌ جنسي‌ متعدد اختيار كند. بيمار اغلب‌ تحريك‌پذير است‌ و دچار حملات‌ عصبانيت‌ مي‌شود. صحبت‌ كردن‌ بيمار سريع‌، خشن‌، و غيرمنطقي‌ مي‌شود. امكان‌ دارد بيمار فكر كند كه‌ توانايي‌هاي‌ خيلي‌ زيادي‌ دارد( خود بزرگ‌بيني‌) امكان‌ دارد بيمار غذا خوردن‌ را فراموش‌ كند و وزن‌ وي‌ كم‌ و خستگي‌ بر وي‌ عارض‌ شود. امكان‌ دارد بيمار به‌ يك‌ باور نادرست‌ و غيرقابل‌ تغيير از اهميت‌ و بزرگي‌ خود برسد و فكر كند كه‌ مي‌تواند كارهاي‌ خطرناك‌ انجام‌ دهد. افسردگي‌ امكان‌ دارد بيمار به‌ طور فزاينده‌اي‌ گوشه‌ نشيني‌ اختيار كند؛ خوابش‌ مختل‌ شود؛ و صبح‌ها دير از رختخواب‌ بر خيزد. امكان‌ دارد بيمار دراتاقش‌ بماند، و از رو به‌ رو شدن‌ با دنياي‌ بيرون‌ واهمه‌ داشته‌ باشد؛ يا در واقع‌ عزت‌ نفس‌ نداشته‌ باشد. غفلت‌ از رسيدگي‌ به‌ خود كاهش‌ ميل‌ جنسي‌ كاهش‌ سرعت‌ صحبت‌ كردن‌ و كند شدن‌ حركات‌ افزايش‌ تصورات‌ در مورد وجود مشكلاتي‌ كه‌ واقعاً وجود ندارند. نگراني‌ بيش‌ از حد در مورد بيماريهايي‌ كه‌ واقعاً وجود ندارند. - چرا دو قطبي ميشويم؟! ناشناخته‌ است‌. عوامل‌ زيست‌شناختي‌، رواني‌، و ارثي‌ همگي‌ ممكن‌ است‌ نقش‌ داشته‌ باشند. امكان‌ دارد استرس‌ زياد يا مرگ‌ يكي‌ از نزديكان‌ باعث‌ ظهور ناگهاني‌ شيدايي‌ يا افسردگي‌ شود. عوامل‌ افزايش‌ دهندة‌ خطر سابقة‌ خانوادگي‌ اين‌ اختلال‌ -آيا ميتوان دو قطبي نشد؟!چگونه ؟!
هيچ‌ داروي‌ خاصي‌ براي‌ پيشگيري‌ از آن‌ وجود ندارد.
- عواقب‌ مورد انتظار دو قطبي شدن كدامند؟
ممكن‌ است‌ بتوان‌ اين‌ اختلال‌ را با درمان‌ دراز مدت‌ كه‌ باعث‌ كاهش‌ دفعات‌ و شدت‌ حملات‌ شيدايي‌ و افسردگي‌ مي‌شود، تا حد زيادي‌ كنترل‌ كرد و سلامت‌ فرد را به‌ حد نزديك‌ به‌ طبيعي‌ رساند. بسياري‌ از مديران‌، دانشمندان‌، و افراد سرشناس‌ دچار اين‌ اختلال‌ بوده‌اند. - عوارض‌ احتمالي‌ مانيك-دبرسيو كدام است؟
عود بيماري‌، به‌ خصوص‌ با قطع‌ دارو از دست‌ دادن‌ شغل‌؛ بروز مشكلات‌ در زندگي‌ مشترك‌ عدم‌ رو به‌ بهبود گذاشتن‌ اختلال‌ خودكشي‌ -درمان‌ مانيا-افسردگي چيست؟

- گرفتن‌ شرح‌ حال‌ و انجام‌ معاينه‌ توسط‌ پزشكان‌ (گاهي‌ روانپزشك‌) - روان‌درماني‌ يا مشاوره‌ همراه‌ با درمان‌ دارويي‌ بهترين‌ نتايج‌ را در بر دارد. - براي‌ مواردي‌ كه‌ علايم‌ شديد هستند، ممكن‌ است‌ لازم‌ باشد بيمار در بيمارستان‌ يا مركز درماني‌ بستري‌ شود. - امكان‌ دارد در مورد بيماراني‌ كه‌ به‌ دارو جواب‌ نمي‌دهند، از شوك‌ (ECT) استفاده‌ شود. - رژيم‌ دارويي‌ بايد دقيقاً رعايت‌ شود. ضمناً بايد به‌ طور منظم‌ به‌ پزشك‌ معالج‌ مراجعه‌ شود تا اثربخشي‌ درمان‌ و اثرات‌ جانبي‌ احتمالي‌ مورد بررسي‌ قرار گيرند. - هيچگاه‌ وقتي‌ احساس‌ كرديد حالتان‌ بهتر شده‌ است‌، دارو را قطع‌ نكنيد. اين‌ كار ممكن‌ است‌ باعث‌ عود بيماري‌ شود كه‌ شايد به‌ دارو خوب‌ جواب‌ ندهد. - با كمك‌ مشاوره‌ مي‌توانيد روشهاي‌ كنار آمدن‌ با اين‌ اختلال‌ را فراگيريد. اعضاي‌ خانواده‌ بايد بتوانند علايم‌ پيش‌ درآمد وقوع‌ حمله‌ را بشناسند و چگونگي‌ كمك‌ به‌ فرد بيمار را فرا بگيرند. -آيا دارو هم وجود دارد؟
پزشك‌ شما ممكن‌ است‌ ليتيم‌، والپروييك‌ اسيد، يا كاربامازپين‌ (تگرتول‌) تجويز كند. براي‌ علايم‌ شديدتر ممكن‌ است‌ تجويز يك‌ داروي‌ ضد روان‌پريشي‌ ضروري‌ باشد. - فعاليت‌ ما در هنگام اين اختلالا چگونه باشد؟.
فعاليت‌هاي‌ روزانه‌ خود را حتي‌ اگر تمايل‌ نداريد، ادامه‌ دهيد. - رژيم‌ غذايي‌ خاصي را رعايت كنم؟
يك‌ رژيم‌ طبيعي‌ و متعادل‌ داشته‌ باشيد، حتي‌ اگر اشتها نداريد. امكان‌ دارد مكمل‌ ويتامين‌ها و مواد معدني‌ لازم‌ باشد. پزشكتان‌ ممكن‌ است‌ به‌ شما توصيه‌ كند كه‌ از مصرف‌ كافئين‌ پرهيز كنيد، زيرا كافئين‌ يك‌ مادة‌ تحريك‌كننده‌ است‌.
-در چه شرايطي نزد پزشك بروم؟ -در اين‌ شرايط‌ به‌ پزشك‌ خود مراجعه‌ نماييد اگر شما يا يكي‌ از اعضاي‌ خانواده‌ تان داراي‌ علايم‌ افسردگي‌ يا سرخوشي‌ هستيد. اگر فكر خودكشي‌ به‌ سرتان‌ زده‌ است‌ يا احساس‌ نااميدي‌ مي‌كنيد.

نكته مهم:
همان طور كه عزيزان مستحضرند اين وبلاگ مدت زيادي ست كه به روز نشده بود كه البته علتهاي خاص خودش رو هم داشت كه شايد از هر 1000 تاتون ! يكيتون دلش بخواد بدونه ! واللا عرضم به خدمتتون كه اوليش گرفتاري و رسيدگي به زندگي و آنلاين نشدن بود كه همه الحمدلله اين روزا اين مصيبت عظمي رو دارن! اما از اون جايي كه سخت كارها رو بشر نشون داده ميتونه برش چيره بشه ما هم ميتونيم هر روز 5 بار اين سايت رو به روز كنيم اما متاسفانه حتي سر سوزني انگيزه اين كار رو نه بمون ميدن ! تازه تو آفلاين ها به غير از حالگيري چيزي پيدا نميشه !
خوب بذارين مثل اين سريال نقطه چين كمي هم از پشت پرده اين سايت واستون بگم :
-بعضي از آقايون واسه من ايميل ميزنن و از اونجا كه اين روزا اينترنت پر از اهل علم و ادب شده با تصور جنس لطيف بودن من قربون صدقه برخي اعضاي شريفه و محرمه !!! بنده رفته و از بنده تقاضاهاي نامشروع !! و شنيع دارند !! خدمت اين عزيزان عرض كنم كه بنده اسمم ماندانا نيست كه مخففش بشه ماني !!! در ضمن علاوه بر اين كه از لطافت و ظرافت بويي نبرده ام ! با در اختيار داشتن 46 كروموزوم يحلوني علي سبيلي عرب مجيك !!! لرزه بر اندام بد انديشان و كج فهمان خواهم انداخت ! ( و ايضا همان مشت محكم معروفي كه صد ساله قراراه تو دهن يه ابر قدرت بزنيم ولي هنوز مشته تو راهه ولي هنوز به لب و لوچه و فك اون غول بيابوني نخورده !)
خوب اين حساب اين فعلا ! برخي از اين آقايون حالا يه ذره با مرام ترن از ما تقاضاي مشاغل شريف و با ثواب جا كشي- ... كشي ! و خاله بازي دارند به گمان اين كه بنده اينجا بنگاه شادماني راه انداختم از حقير تقاضاي دختر 14 ساله و خانم صيغه اي دارند !!! ممثلا تو اين مايه ها :داداش ! ياگه يكي دو تا از اون دور و بريات واسه ما هم رديف كني جاييت بر نميخوره ها ! مايه شو ميديم خوب !!!!
اين ازينا ! يه سري ديگه هم با اين كه من دو هزار بار گفتم عزيز دل برادر ! من ديگه نمي تونم سوالاتون رو جواب بدم و تلفن دكتر شير محمدي كه استاد همه فن حريف در زمينه مسايل جنسي هستند رو واستون نوشتم بازم يه عده ميان آفلاين ميذارن سوال ميپرسن ! عزيزم من دانشجوي فوق پيام نور بودم كه متاسفانه ترم اول قبول نشدم و اكنون بايد با مدرك ليسانس دوم آبان به سربازي بروم ( البته همين جا از عزيزان خواهشمندم اگر كسي از عزيزان آشنايي كسي دارن بتونه يه جاي راحت تر با مشغله كمتر واسه ما جور كنه ما هم از خجالت شون در ميايم !)البه دو تا سايت ديگه هم قبلا داشتم كه توش مطالب كاملي پيدا ميشه كه مطمينا مشكلتون رو تا حد زيادي حل مي كنه :يكي (( مشاوره جنسي )) و ديگري ((سكس تراپي )) كه لينك دوتاش در قسمت لينكها سمت راست صفحه هست اونجا هم حتما سر بزنين قول ميدم اين قدري توش مطلب هست كه تا من از سربازي بر گردم مي تونين بخونين و باز تموم نشه ! خلاصه داريم از حضورتون مرخص ميشيم رفقا ! هر سوالي گرفتاري جنسي چيزي دارين بديمن دست استادش و كار بلدش يعني دكتر شير محمدي كه توي كرج هستن ياور هر چي گير جنسيه استاد مي كنه !
خوب عزيزان اين شعرم از من داشته باشين و من شما رو به خدا ميسپارم و خودمو به كسي كه ندارم !
غربت چلچله ها......
نمي بينم ديگه هيچ كس براي
غربت چلچله ها گريه كنه
نمي بينم كه ديگه چشم كسي واسه تنهايي ما گريه كنه
چشم من مثل قديم ها نميخواد مث ابرهاي سيا گريه كنه
ميون اين همه سايه سايه ي من ديگه مردهآخه تنهايي كهنه خورشيد و ازين جا برده لب من شهر سكوته تو تنم زندگي مرده دستي از اون ور ابرها اومده سايه م و برده
ديگه دردم به سراغم نمياد خاك سردم تنم و پس ميزنه كسي كه صداش به ابرها ميرسيد مرده اما ياد گنگ اش با منه چشم خشكيده ي من كاش ميدونست حالا وقت خوب گريه كردنه ديگه كم كم از خودم بدم مياد تن پوسيده م و مرگم نميخواد
همه ي شعري كه خوندم قصه ي تنها شدن بود قصه ي رفتن و رفتن قصه ي رها شدن بود قصه ي مرگ يه قصه بغض بي صدا شدن بود قصه ي دوري و دوري از شما جدا شدن بود ....
(شهيار قنبري - 1353)